سيد علي اكبر قرشي

80

مفردات نهج البلاغه ( فارسى )

انسان اهل آتش خواهد بود ، ثقة جليل القدر حارث بن مغيره گويد : « قلت لابى عبد الله عليه السلام ، قال رسول الله صلى الله عليه و آله من مات لا يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية قال : نعم . قلت جاهليّة جهلاء او جاهلية لا يعرف امام زمانه قال : جاهلّية كفر و نفاق و ضلال » كافى ج 1 ص 377 كتاب الحجّة . خلافت اهل بيت غصب شد مردى از قبيلهء بنى اسد از آنحضرت پرسيد ، قوم شما چطور شما را از خلافت كنار زدند ، با آنكه به اين مقام از همه سزاوارتر بوديد ، امام ع فرمود : « . . . فانها كانت اثرة شحّت عليها نفوس قوم و سخت عنها نفوس آخرين و الحكم اللّه و المعود اليه القيامة » خ 162 ، 231 . اثره ( بر وزن ثمره ) آنست كه كسى بدون استحقاق صاحب چيزى شود يعنى : خلافت گذشتگان استبدادى بود كه بناحق بخلافت رسيدند ، قومى به آن بخيل شده و به اهلش ندادند ، و قومى ( على و اهل بيتش ) هم سخاوتمندانه از آن گذشتند ، داورى با خداست و روز بازگشت به خدا روز قيامت است ، اين كلام نظير خطبهء شقشقيّه و امثال آنست كه امام صلوات الله عليه از غضب خلافت و شكست رهبرى ناله مىكند ، ابن ابى الحديد گويد : منظور از قوم در « شحّت عليها نفوس قوم » اهل شورى است چنان كه از تألم امام از كارهاى عبد الرحمن بن عوف و تمايلش به عثمان ، ظاهر مىشود ولى اماميه گويند : منظور امام اهل سقيفه است اما سخن امام در اين مطلب صراحت ندارد . نگارنده گويد : بلكه منظور امام آنهائى است كه نقشه سقيفه را كشيده و آن را به وجود آوردند . بقيهء مطلب در كلمهء « خلافت » و « شورى » و « آل محمد » ديده شود و در خطبهء 173 248 دربارهء امامت مطلبى آمده كه با شورى سازش دارد و ظاهرا آن مسئلهء ثانوى در اسلام است . بقيهء كلام در « غمر » ذيل « خائفا مغمورا » خواهد آمد . امن : ايمنى ، آرامش قلب . اطمينان خاطر . « امن - امانة و امان » همه در اصل به يك معنى است . براى هر يك شاهدى از « نهج » نقل مىشود ، آنحضرت در